قسمت پنجم داستان اسباب‌بازی، انیمیشنی خوب اما غیرضروری است. اثری که ایده‌های قبلی این مجموعه را تکرار می‌کند. با نقد این انیمیشن همراه زومجی باشید.

اولین قسمت فرانچایز داستان اسباب بازی در سال ۱۹۹۵ منتشر شد. پیکسار با ساخت این انیمیشن رسما اعلام کرد که در پی به راه انداختن مسیر جدیدی در تولید انیمیشن است و راه‌اش به کلی با انیمیشن‌های سبک دیزنی جداست. پیکسار درست برنامه‌ریزی کرده بود و آن‌ها بخاطر موفقیت اولین قسمت از داستان اسباب‌بازی به‌سراغ قسمت بعدی آن در سال ۱۹۹۹ رفتند. موفقیت این قسمت بعد از شکست زندگی یک حشره مسیر را برای پیکسار روشن‌تر کرد و به آن‌ها فهماند که آدم‌ها به‌دنبال دیدن آرزوهای دست‌نیافته‌شان در دنیای انیمیشن‌ها هستند. دنیایی که در آن همیشه دوست داشتند تا اسباب‌بازیهای‌شان جان بگیرد و با آن‌ها حرف بزند. پیکسار یک کمپانی مولف با ایده‌های منحصربفرد است که با پلان‌هایش می‌نگارد. همگی آثار پیکسار یک جهان‌بینی منحصربفرد را در خود حمل می‌کنند. درواقع این کمپانی یک ایده ثابت را به شکل‌های متفاوت می‌سازد و با درونمایه‌ای مشترک و قوی همه‌ی این آثار را به یکدیگر متصل می‌کند.

پیکسار تا به اینجا با بهره‌گیری از دو سیاست به حیات خود ادامه داده: غول‌های پیکساری یا با ایده‌های جدید محصولات خود را روانه‌ی پرده‌های اکران می‌کنند و یا با بهره‌گیری از موفقیت‌های آثار قبلی دست به دنباله‌سازی می‌زنند. بازلایتیر که در سال ۲۰۲۲ منتشر شد، اسپین‌آفی بر داستان اسباب‌بازی‌ بود که نتوانست انتظار مخاطبان را برآورده کند، حالا باید دید که آیا این دنباله یعنی داستان اسباب بازی ۵ توانسته شبیه دیگر قسمت‌هایش عمل کند و مثل بازلایتیر جا نزد؟ در ادامه به این خواهم پرداخت که داستان اسباب بازی ۵ در کجای کارنامه پیکسار قرار دارد و آیا همچنان برای این غول انیمیشن‌سازی، دنباله‌سازی می‌تواند موفقیت‌آفرین باشد یا نه؟
ارتش باز لایتیر در کانسپت آرت انیمیشن Toy Story 5
فرانچایز داستان اسباب‌بازی یکی از عمیق‌ترین آثار فلسفی پیکسار است. این انیمیشن‌ها شاید به‌ظاهر درباره‌ی یک جهان کودکانه باشند اما در بطن این روایت‌ها جهان‌های فلسفی، سیاسی، دینی و روانشناسی عمیقی در جریان است. داستان اسباب‌بازی از همان ابتدا روایتی بود درباره فقدان، ازدست دادن، هویت و اضطراب جایگزین شدن. درواقع از همان ابتدا عروسک‌ها اضطراب این را داشتند که دور انداخته شده و یا جایگزین شوند. حالا پیکسار در این قسمت نیز همین ایده را دنبال می‌کند اما در این دنباله اسباب‌بازی‌ها قرار است توسط تکنولوژی دور انداخته شوند. در قسمت اول این انیمیشن، بحران و ترس‌های وودی با ورود باز لایت‌یر شروع شد. وودی احساس می‌کرد که با آمدن یک عروسک پرزرق‌و‌برق که هم پرواز می‌کند و هم لباس‌های جذابی به تن دارد، ممکن است از چشم اندی بیفتد. در قسمت‌های بعدی نیز ترس اسباب بازیها این بود که نکند با بزرگ شدن اندی دیگر او نیازی به اسباب‌بازی نداشته باشد. اما در قسمت پنجم، یک تبلت هوشمند به نام Lilypad قرار است بحران تازه‌ای ایجاد کند. پس اسباب‌بازی‌ها در این قسمت هم ترس ازدست‌دادن هویت و جایگزین شدن را دارند.
پیکسار در این قسمت نیز به دنبال قصه‌گویی است. درواقع ساختار سه پرده‌ای، ایده اصلی این کمپانی است. از همان ابتدا مخاطب متوجه می‌شود که قهرمانش به دنبال چه چیزی می‌شود. قهرمان‌هایی که باید به سفر قهرمانی بروند و تا سر حد مرگ برای رسیدن به آنچه که می‌خواهند بجنگند. قهرمان‌های پیکساری زمانی مورد قبول مخاطب واقع می‌شوند که از نقطه امن‌شان بیرون بیایند و از آستانه عبور کنند. قهرمان‌های پیکساری باید به نقطه‌ای غیرقابل بازگشت برسند، جایی که نقطه‌ای بر شروع دوباره‌شان می‌شود. قهرمان Up، باید از سوگ بگذرد و زندگی‌اش را ادامه دهد. قهرمان درون بیرون هرطور که شده باید به این نتیجه برسد که غم بخشی از زندگی است. داستان اسباب‌بازی نیز همین‌‌گونه است. اندی و بچه‌ها بزرگ می‌شوند و اسباب‌بازی‌ها درست زمانی که همه چیزشان را باخته‌اند باید یاد بگیرند که از نو هویت خود را تعریف کنند.

در این قسمت هویت نیز یکی از لایه‌های مهم اثر است. چراکه پیکسار دوباره به‌دنبال این پرسش است که اگر جهان کودکانه دیگر به اسباب‌بازی‌ها نیازی نداشته باشد، چه چیزی هویت اسباب‌بازی‌ها را می‌سازد؟ در قسمت اول این فرانچایز، هویت وودی بر نقش او به‌عنوان اسباب‌بازی محبوب اندی حرکت می‌کرد. ورود باز لایت‌یر این هویت را تهدید می‌کند، زیرا وودی تصور می‌کند با آمدن یک اسباب‌بازی جدید، او دیگر جایگاهی نزد اندی ندارد. در قسمت دوم این فرانچایز، این بحران عمیق‌تر می‌شود، وودی باید به جواب این پرسش برسد که آیا هویت او تنها با کودکی اندی شکل می‌گیرد؟ اما در این قسمت پیکسار قدری جلوتر از دیدگاه‌های قبلی خود حرکت می‌کند. حالا دیگر اسباب‌بازی‌ها از این نمی‌ترسند که اسباب‌بازی جدیدی به میدان بیاید، بلکه با این بحران روبه‌رو هستند که اگر هیچ بچه‌ای دیگر با اسباب‌بازی‌هایش بازی نکند، اسباب‌بازی بودن چه هویتی را همراه خود دارد؟

دیدگاهتان را بنویسید!

نظرتان را درباره این عنوان با بقیه به اشتراک بگذارید.

مرتب‌سازی بر اساس:
0 نظر
در حال لود دیدگاه‌ها...

    هنوز نظری ثبت نشده است.

    اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت می‌کند.